من فرشته کوچولویم | 7:59
به نام خدا![]()
دوستان من سلام![]()

این قدر هوا سرد شده ،سردیش مثل ۲سال پیشه، همه می گن برف میاد به احتمال زیاد![]()
به نظر من هوا درسته مثل ۲سال پیش شده سرماش اما...حیف که من مدرسمو تموم کردم![]()
فقط منو کم داره هوا،مژده و زهرا می دونن من چی می گم.![]()
اینم یه خاطره به یاد موندنی از من ، به شما هم می گم بدونین![]()
۲سال پیش ۱۷ بهمن ۱۳۸۳ من سر تخته نوشتم:![]()
**وقتی من به دنیا اومدم هوا بارونی بود اما این هوا نبود که بارونی بود بلکه فرشته ها بودن که داشتن گریه می کردن ، چون یکی از اونا کم شده بود***![]()
![]()
آقا یه دفعه گیر داد به تابلو، گفت تولد کیه؟![]()
بچه ها هم آدم فروش، گفتن طاهره.
حالا خر بیار باقالی بار کن،منم که با دبیر رو دروایسی نداشتم گفتم: من خانم![]()
گفت :تو فرشته ای؟
منم گفتم :بله خانوم![]()
گفت آهان فرشته کوچولویی![]()
منم گفتم :بله خانم
گفت می تونی آرزوی بچه هارو برآورده کنی؟
بچه ها گفتن که فردا برف بیاد.(آخه ۵ سال بود برف نیومده بود)
منم گفتم :فردا برف داریم،...فردا تولدمه،...برف میاد که همه تعطیل بشیم
این دبیرمونم گفت:آره،ما هم منتظریم،بچه ها امشب ما باید برف داشته باشیم
منم گفتم:خانم خیالتون تخت
کلی حرف زد منم جوابشو دادم، زنگ اول تموم شد،از بد شانسی زنگ بعدم ما باز فیزیک داشتیم.خانم ،این بازم به ما گیر داد ![]()
دقیقآ فردایش که می شد ۱۸ بهمن برف سنگینی اومد که نصف جاده ها برف گرفته بود. ![]()
منم این قدر ذوق کردم.اون روز مدرسه رفتم اما یه عده کمی اومده بودن مدرسه(فقط بچه سوسولا بودن) ![]()
مدرسه هم زود تعطیل شد.منم دبیرمونو دیدم گفتم: خانوم معجزه رو کیف می کنین، دیدین گفتم برف میاد؟حالا مونده.![]()
اونم گفت:نه مثل این که واقعآ فرشته ای![]()
اون سال اونقدر برف اومد که کلی از خونه ها رفت زیر برف،خیلی از خونه ها ریخت وآب و برق ۳ روز قطع بود. ۱هفته بیشتر مدرسه ها تعطیل شد.![]()
کلی از مدارس تو استان گیلان ریخت،از بد شانسی مدرسه ما نریخت. ما مهمون پذیرفتیم.اونم چی؟ پسر ابتدایی .![]()
معاون مدرسه اومد سر در کلاسا به ترتیب یه ورق چسبوند و کلاس سوم ،کلاس ما افتاد . زنگ تفریح منم تمام کلاسا رو قاطی کردم ، کلاس پنجم کلاس ما افتاد![]()
بعد از اون واقعه برف، خانم درویش پور هر وقت منو می دید می گفت:فرشته کوچولو.![]()
برف سال ۸۳ واقعآ عظیم ترین برفی بود که اومدش تو گیلان.یه خاطره ای هم واسه ما شد، یه بدبختی هم واسه دولت.
تموم شد

یا حق![]()
یه مهربون . | یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 |
دوستان من سلام راستی یه دوست خوب دیگه به بیننده وبلاگم اضافه شد معرفی وبلاگ به موتورهای جستجوگر فهرست شدن مطالب وبلاگ شما در موتورهای جستجوگر در نهایت باعث افزایش بازدیدکنندگان وبلاگ خواهد شد. در ادامه نحوه معرفی وبلاگ به سه موتور جستجوگر مطرح و محبوب که قابلیت جستجو در محتوای فارسی را دارند شرح داده خواهد شد. معرفی به جستجوگر گوگل ( Google ) معرفی به جستجوگر یاهو ( Yahoo ) معرفی به جستجوگر( Msn ) نکات و موارد مهم یا حق
به نام خدا
![]()
دبیر گلم خانم برهانی
به وبلاگم خوش آمدید![]()

جهت معرفی وبلاگ به جستجوگر گوگل به این آدرس بروید و همانطور که در تصویر نیز پیداست آدرس اینترنتی وبلاگ را در قسمت URL و توضیحی مختصر درباره وبلاگ را به انگلیسی در بخش Comments بنویسید .. لازم به ذکر است که گزینه Comments اختیاری است و میتوانید آنرا پر نکنید. در ادامه کلمه موجود در تصویر را در زیر آن و دربخش مربوطه بنویسید و در نهایت دکمه Add URL را بفشارید تا پیغام مربوط به ارسال موفقیت آمیز آدرس وبلاگ به گوگل نمایش داده شود.
برای معرفی رایگان سایت یا وبلاگ به جستجوگر یاهو لازم است تا یک نام کاربری از یاهو داشته باشید که میتوانید از ایمیل یاهو یا آی دی پیام رسان یاهو( یاهو مسنجر) استفاده کنید. پس از رفتن به آدرس معرفی سایت به جستجوگر یاهو و ورود نام کاربری یاهوی خود و کلمه عبور آن وارد صفحه ای دیگری خواهید شد که میتوانید آدرس وبلاگ خود را ثبت کنید. همانطور که در تصویر می بینید این صفحه دارای دو ورودی است که میبایست در روبروی عبارت Enter the URL for your page آدرس وبلاگ خود را وارد کنید. همچنین گزینه دیگری برای ورود آدرس RSS وبلاگ نیز وجود دارد که البته اختیاری است ولی پر کردن آن به جستجوی بهتر مطالب وبلاگ شما کمک خواهد کرد. پس از ورود آدرس وبلاگ دکمه Submit URL را بفشارید تا صفحه دریافت موفقیت آمیز آدرس وبلاگ شما توسط یاهو نمایش داده شود.
معرفی وبلاگ به جستجوگر Msn بخصوص از این جهت که جستجوگری در حال پیشرفت است و احتمالا نقش بیشتری در نسخه های جدید سیستم عامل ویندوز بازی می کند توصیه می شود. برای معرفی وبلاگ به آدرس معرفی سایت جدید به این جستجوگر رفته و همانطور که در تصویر زیر نیز پیداست روبروی عبارت Characters کلمه نوشته شده در تصویر بالای آن و در پایین عبارت Type the URL of your homepage آدرس وبلاگ خود را وارد کنید سپس دکمه Submit URL را بزنید.

![]()
یه مهربون . | پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 |
فرعونها هم می میرند | 7:18
به نام خدا![]()
دوستان من سلام![]()
این هم داستان کلی از ماجرای فراعنه.که هر یک به نوبه خود خاطراتی داشتند که تاریخو ساختند. من این کتاب رو ۴سال پیش خوندم.واقآ قشنگ بود.توصیه می کنم حتمآ بخونیدش. واقعآ جذابه. من کلی از پادشاهارو نام نبردم آخه نمی تونستم کل کتاب رو حفظ کنم اونم فقط تو ۳ روز ۴۰۰ صفحه رو بخونم.
اسم کتاب فرعون ها هم می میرند است.![]()

اولین قلمروی پادشاهی در ناحیه دلتای نیل قرار داشت که در آنجا "زنبور شاه" سلطنت می کرد.بر سرش تاج سرخی می گذاشت و قصر سلطنتش ساده و ابتدایی بود که خانه سرخ نامیده می شد. علم او زنبور سیاه و زنبور سرخ بود.
دومین قلمرو فرمانروایی در قاهره بود که متعلق به" نی شاه" بود. علمش گیاه پاپیروس بود و کلاه سفید و بلندی بر سر می گذاشت و کاخش خانه سفیدی بود.
سومین قلمرو پادشاهی در مصر الیا در نزدیکی آبشارها قرار داشت که محلی سفره ای و پله کانی در مسیر رود نیل بود که مصر را از همسایه جنوبی جدا می کرد که به پادشاهی "شاهین شاه" بود. علم او شاهین بود.
در حدود ۳۲۰۰سال قبل میلاد، جنگجوی نیرومندی به نام عقرب که هم قلمروی "زنبور شاه و نی شاه و شاهین شاه" را تصرف کرد .و مصر برای اولین بار زیر سلطه پادشاهی واحدی به نام "منـــس "قرار گرفت.
"منــس" نخستین فرعون مصر باستان است که تاریخ مصر ریمآ با او آغاز می شود.او ۶۳ سال فرمانروایی کرد و با ضربه "آبسن آی" کشته شد.
تقریبآ ۳۰۰۰سال کاهنی به نام "مانتو" تاریخ کشورش را به رشته تحریر در آورد و "زنبور شاه و نی شاه و شاهین شاه" را در دسته" خدایان نیمه انسان "قرار داد.
بعد "خدایان نیمه انسان" نخست سلسله از ۸ پادشاه تشکیل می شد که نخست این پادشاهان "منــس"قرار داشت.
آنان به "زندگی پس از مرگ"اعتقاد داشتند.
مهم تر از همه این مسئله بود که"هیچکس نمی توانست به جهانی دیگر برود جز این که بدنش از پوسیدگی در امان باشد.چنانچه جسدش از هم پاشیده می شد روح انسان محکوم به این بود که تا ابد به سورت شبح تنها، در صحراهاسرگردان باشد."
به این دلیل بود که مصریان از همان اول به مومیاگران خبره ای مبدل شده بودند. آنان جسد را حدود۷۰ روز در حوضچه آب نمک می گذاشتند، سپس آنان را با پارچه کتانی نوارپیچ می کردند و در میان نوارها ، لایه های محافظی قرار می دادند تا جسد هرچه بیشتر تازه جلوه کند.
"خئوپس" خدای "خوبی"بود که در سال "۲۵۷۶ تا ۲۵۳۳" پیش از اسلام در جزیره های "منفیس" حکومت کرد. هرم او با نام "جیزه" است که نام همان جزیره هم بود. ساخت هرم "۲۰"سال طول کشید و حدود "۱۰"سال به مردم فشار و ستم رسید.
اسم مادر "خئوپس"،"هتفرس" و نام پدرش "خفرن" بود. به دستور"خفرن" مجستمه قول آسای "ابوالهول" ساخته شد.بدنش همانند بدن شیر و سرش همانند "خفرن"است.
اولین پادشاهی که آرامگاه او با سنگ بود "زوسر" بود که در ۸۰ سال قبل از "خئوپس" بود. این هرم نخستین هرمی بود ، که به دستور وزیر"زوسر" به نام"اینهوپ" بود.هرم به شکل پله کانی بود.
"آمنمحت" پادشاهی بود که "دودمان۱۲" را تأسیس کرد که ۲۰۰سال به طول انجامید. بعد کشور به دست"هکسوشا" افتاد که ۱۵۰ سال حکومت کردند."کاموس" شاهزاده ای بود که بر علیه "هکسوشا" قیام کرد و کشته شد. پس از او برادرش"آهموس" جنگ را ادامه داد و پیروز شدو سلسله" دودمان۱۸" را تأسیس کرد.
"آمون"خدای تبس بود که به فرمان "آهموس" او"خدای خدایان" شد. "تهوتمس" پسر"آهموس"بود که بعد او به فرمانروایی رسید.
دختر"تهوتمس" ملکه "حتشپسوت" بود که بنایی به نام"قوس القسم" را بنا کرد.معبدی بود که برای مردگان ساخته بود.
"تهوتمس"چهار فرزند از زن اولش داشت که بجز "حتشپسوت" همه مردند.و از زن دومش یک پسر به نام "تهوتمس۲"داشت.بعد مرگ "تهوتمس" ، "تهوتمس۲" و "حتشپسوت" با هم ازدواج کردند و ۲فرزند دختر آوردند."تهوتمس۲" از همسر دومش پسری داشت به نام "تهوتمس۳" که می گفتند در سن ۹ سالگی می میرد.
"حتشپسوت" اولین پادشاهی بود که بدون خون ریزی به سلطنت رسید. او "تهوتمس۳" را به معبد فرستاد و ۲دخترانش را داخل سیاه چال انداخت. دختر اولش بعد مدتی مرد . "تهوتمس۳" بعد ۲۰سال که حدود ۳۱ سال داشت ،از زندان معبد فرار کرد و "حتشپسوت" راکشت و با خواهر دومش ازدواج کرد. همه می گفتن او ۹ سال زندگی می کند اما او در سن۶۱ سالگی مرد در حالی که یک پسر داشت.
"آمنحتپ" پادشاهی بود که بسیار مجلل و معتقد بود که زنش"نفرتیتی" نام داشت.آنها چند دختر و یک پسر داشتند که پسرشان بسیار زیبا اما مریض بود.
پس از "آمنحتپ" دخترش "آنخ سپنا آتون" به سلطنت رسید اما در سن۱۸ سالگی مرد. پس از او صدراعظم او به نام"مسر" به پادشاهی رسید که او هم ۵ سال حکومت کرد. بعد او "هرمهاب" به پادشاهی رسید و آخرین فرعون "دودمان۱۸" بود.
بعد "هرمهاب" فردی به نام"رامسس۲" به پادشاهی رسید که حدود ۲۲۱ سال قبل میلاد بود که در سن ۱۸ سالگی تاج پادشاهی را ر سر کرد.در جنگ با "اسکندر مقدونی"شکست خورد و به دست او کشته شد.
بعد"اسکندر مقدونی" کشور به دست "پطولمئوس" افتاد وفرعون شد. پس از او "کلئوپاترا" و "پطولمئوس۱۳" به پادشاهی رسیدند. اما طولی نکشید که "کلئوپاترا" و "پطولمئوس۱۳" با هم به جنگ پرداختند و کشور به دست "سزار" افتاد.

یا حق![]()
یه مهربون . | سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 |
فعلآ | 7:31
دوستان من سلام من تا یه مدت می خوام برم تعطیلات درسی شاید هراز گاهی که به مدرسه می رم برای ساخت سایت مدرسه یه سری به وبلاگم بزنم خوب شاد باشید همیشه یا حق
به نام خدا
![]()
می خوام یه مدت همه چیز رو ترک کنم![]()
![]()
![]()
![]()
یه مهربون . | دوشنبه پانزدهم آبان 1385 |
دوست من! | 7:31
به نام خدا![]()
سلام![]()

اي دوست من , آنچه مي نمايم نيستم, آنچه هست لباسي است كه بر تن مي كنم. لباسي كه با دقت بافته شده تا مرا از سوالات تو و تو را از كوتاهي و اهمال من محافظت كند.
دوست من , من آن من ديگرم كه در خانه اي از سكوت زندگي مي كند و همانجا براي هميشه باقي مي ماند, و اين غير قابل درك و دست نيافتني است, نه مي خواهم آنچه را مي گويم باور كني و نه به آنچه انجام مي دهم اعتماد , چرا كه كلمات من چيزي نيست جز افكار تو در صدا و رفتار من نيز الا آرزوهاي تو در عمل.
وقتي مي گويي باد از سوي غرب مي وزد من مي گويم آري از سوي غرب مي وزد, چون نمي خواهم بداني فكر من به باد نيست كه به درياست. تو نمي تواني انديشه دريايي مرا بفهمي و من نيز نمي خواهم تو آن را دريابي, من در آن دريا تنها خواهم بود.
دوست من وقتي تو با نور هستي من با شب هستم و حتي آن هنگام نيز از صلوه ظهر سخن مي گويم كه بر فراز تپه ها مي رقصند و از سا يه ارغواني كه تمام دره را طي مي كند, چرا كه تو آوازهاي شبانه مرا نمي شنوي و با بالهاي پرواز مرا در برابر ستارگان نمي بيني ومن لحظه اي نمي خواهم كه تو آنها را بشنوي و يا ببيني و من با شب تنها خواهم بود.
وقتي تو به بهشت جاويد صعود مي كني من به جهنم سقوط مي كنم.آن هنگام تو از آن سوي خليج گذر ناپذير مرا مي گويي رفيق همراهم و همدمم و من نيز تو را پاسخ خواهم داد , همدم من رفيق همراهم چرا كه نمي خواهم تو جهنمم را ببيني كه شعله ديدگان تو را خواهد سوزاند ودود تلخ بيني تو را پر خواهد كردو من آن مقدار دوزخم را دوست دارم كه نمي خواهم آن را ببيني, من در جهنم تنها خواهم ماند .
دوست من, تو حقيقت , زيبايي و راستي را دوست داري و من به خاطر تو مي گويم كه دوست داشتن اينها خوب و پسنديده است اما در دل به عشق تو مي خندم , با اين حاال نمي خواهم كه خنده ام را ببيني و من در خنديدن نيز تنهايم .
دوست من تو خوب و هوشيار و فرزانه اي , تو كامل هستي و من نيز,همچنان عاقلانه و هوشيارانه با تو سخن مي گويم و اكنون من ديوانه هستم اما ديوانگيم را مي پوشانم و باز و باز هم در ديوانگي تنها خواهم بود.
دوست من , تو دوست من نيستي , اما چگونه مي توانم به تو بفهمانم , راه من راه تو نيست. اما ..... اما ... هنوز با هم قدم مي زنيم بدون آنكه به خوبي يكديگر را شناخته باشيم ....
" خليل جبران"

یا حق
یه مهربون . | شنبه سیزدهم آبان 1385 |
جشن HalloWeen | 6:30
سلام بچه ها وبلاگ MiniTz(زهرا) و mozhdehrozsiah (مژده) به علت خراب کاری زهرا یک عدد هارد دیسک و مژده یک عدد مودم سوزوندن من در عرض ۱هفته با خبر شدم که ۳تا از بهترین دوستام کامپیوتر سوزوندن و اما... دیشب جشن HalloWeen بود. شاد باشید، یا حق
به نام خدا
![]()
فعلا تعطیل می باشد![]()
واقعآ اینا شاهکارن
دوستای خودمن![]()
نفر آخرم نام نبردم ، فاطمه بود که اون کارت گرافیک سوزوند![]()

شما چی کردین؟![]()






![]()
یه مهربون . | چهارشنبه دهم آبان 1385 |
سینوهه(پزشک مخصوص فرعون) | 7:11
سلام به همه دوستای خوبم امروز می خوام از سینوهه بگم کسی داستان زندگیشو خونده؟ راستش من یکم تنبلم واسه کتاب یا مجله یا نوشته خوندن داستان سینوهه رو یک جلد خوندم و برای جلد بعد از فیلم کمک گرفتم اما خوبه داستانشو بخوننین یا فیلمشو ببینین من مصر رو دوست دارم و عاشق داستانای مصری ام اما نه به اندازه کامپیوتر(قابل توجه زهرا خانوم تو ادامه مطلب دارم نیمی از داستان سینوهه رو می زارم و اگه دوست دارین می تونین داستان کلی رو دانلود کنید یا حق
به نام خدا![]()
![]()

![]()
![]()
برای همین سعی می کنم تا حدالامکان فیلمشو ببینم![]()
![]()
![]()
و یا داستان اسکندر،کلئوپاترا، ژاندارک،سزار،و... در کل تاریخ واسم جذاب ![]()
)![]()

![]()
یه مهربون . | سه شنبه نهم آبان 1385 |
ادامه مطلب
تیم راگوی بانوان | 9:2
به نام خدا![]()
سلام![]()

اینم تیم راگوی بانوان ایران زمین![]()
![]()










خداییش آقایون کم آوردین
؟

یا حق![]()
یه مهربون . | شنبه ششم آبان 1385 |
سلام بی ذوقا Chalk Drawings From Julian Beever Scroll down slowly and stop at each new frame. Incredible! England, France, Germany, USA, Australia and Belgium. یا حق
به نام خدا
![]()
دیگه واستون سخت افزار نمی زارم![]()

Julian Beever is an English artist who's famous for his art on the pavement of
Beever gives to his drawings an amazing 3D illusion













![]()
یه مهربون . | جمعه پنجم آبان 1385 |
مبناهای سخت افزاری(0و1) | 9:18
به نام خدا![]()
سلام به دوستای خوبم![]()

خوب اینم از کدای سخت افزاری که باید ابتدای آموزش سخت افزاره![]()
باينری و دسيمال ( و نيز اکتال و هگزا دسيمال) شکلهای مختلف برای نمايش يک چيز واحد هستند. وقتی ما از عددی مثل ۲۲۵ صحبت میکنيم، منظورمان يک مقدار عددی است که در مبنای ده ( يعنی در مبنای دسيمال ) به صورت ۲۲۵ نمايش داده میشود. اما اگر همين عدد را بخواهيم در مبنای دو ( يعنی به صورت باينری ) نمايش دهيم، حاصل کار ۱۱۱۰۰۰۰۱ خواهد بود و اگر در مبنای ۸ ( يعنی به صورت اکتال ) نمايش دهيم، حاصل ۳۴۱ میشود و اگر در مبنای ۱۶ ( يعنی هگزادسيمال ) نمايش دهيم، جواب E1 خواهد شد. دقت کنيد که ۲۲۵ و ۱۱۱۰۰۰۰۱ و ۳۴۱ و E1 همگی بيانگر يک مقدار يکسان هستند که در شکلها ( مبناها )ی مختلف بيان شدهاند، گرچه بيان اعداد در مبنای ده، در زندگی روزمره کاربرد کامل و غالب دارد.
- چگونه اعداد در مبنای ده ( دسيمال ) را به اعداد در مبنای دو ( باينری ) تبديل کنيم؟
اولين سوالی که پيش میآيد اين است که اصلا چه لزومی به اين کار هست؟ وقتی در زندگی روزمره مبنای ۱۰ را به کار میبريم، استفاده از مبنای ۲ چه کاربردی خواهد داشت؟ جواب اين است که در مباحث کامپيوتری، مبنای ۲ مبنای غالب است ( به دليل مسائل تکنيکی ) بنابراين لزوم تبديل اعداد در مبنای ۱۰ به اعداد در مبنای ۲ احساس میشود.
حال به روش کار میپردازيم:
فرض کنيد که میخواهيم عدد ۲۵۳ که در مبنای ده ( دسيمال = دهدهی ) میباشد را در مبنای دو ( باينری = دودويی ) نمايش دهيم. برای اين کار بايد عدد مورد نظر را ( يعنی ۲۵۳ ) بر عدد ۲ تقسيم کنيم و باقيماندهها را يادداشت کرده و کار را روی خارج قسمت ادامه دهيم ( يعنی خارج قسمت را بر دو تقسيم کنيم ) و باز باقيمانده را يادداشت کنيم و ... تا جايی که خارج قسمت عدد صفر بشود.
همانطور که ملاحظه میکنيد، باقيماندهها را از يادداشت میکنيم به اين صورت که اولين باقيمانده را در سمت راست و آخرين باقيمانده را در سمت چپ مینويسيم و به اين صورت عدد ۲۵۳ که دسيمال است معادلش در باينری به شکل ۱۱۱۱۱۱۰۱ خواهد بود.
فرض کنيد که انتظار داريم حاصل تبديل عددی در مبنای ده به شکل باينری، عددی ۸ رقمی شود، در حاليکه با تقسيمهای متوالی آن عدد دسيمال بر عدد دو، مثلا فقط ۶ عدد بدست آمده است، در اين حالت آن ۶ رقم رو به طرز صحيح نوشته و در سمت چپ، به تعداد دلخواه عدد ۰ ( يعنی صفر ) قرار میدهيم. مثلا اگر جواب ۱۱۱۰۰۱ شده باشد، میتوانيم آنرا به شکل ۰۱۱۱۰۰۱ يا ۰۰۱۱۱۰۰۱ يا ۰۰۰۱۱۱۰۰۱ يا حتی ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۱۱۱۰۰۱ نمايش دهيم!
سوال: برای تمرين دو عدد ۱۳۴ و ۸۰ را به شکل باينری در آوريد.
جواب: 10000110 و 01010000
- تبديل باينری به دسيمال
يعنی در واقع دقيقا عکس عمل بالايی.
اگر دقت کنيد در شکل بالا قسمتي که به شماره ۱ علامت خورده است، همين را نشان ميدهد. فرض کنيد که ميخواهيم ۱۱۱۱۱۱۰۱ در مبناي دو را تبديل کنيم و ببينيم که در مبناي ده به چه شکلي ظاهر ميشود. براي اين کار ميآييم و از اولين رقم سمت راست شروع ميکنيم. اولين رقم را در عدد ۱ ضرب ميکنيم، که ميشود ۱*۱=۲
حالا ميرسيم به رقم دوم از راست که ۰ است. رقم دوم را در ۲ ضرب ميکنيم. بعد رقم سوم را در ۴ ضرب ميکنيم. رقم چهارم را در ۸ ضرب ميکنيم و... يعني به ترتيب رقمها را در ۱ و ۲ و ۴ و ۸ و ۱۶ و ... ضرب ميکنيم و نتايج حاصله رو با هم جمع ميکنيم. يعني ميشود:
( 11111101 )2= ( ???? )10
( 11111101 )2= 1*1 + 0*2 + 1*4 + 1*8 + 1*16 + 1*32 + 1*64 + 1*128 = ( 253 )10
يعني نمايش عدد به صورت دسيمال ميشود: ۲۵۳
- تبديل اعداد در مبناهاي ديگر
اصول کار همينه! ديديد که وقتي ميخواستيم عددي را از مبناي ده به مبناي ديگر ( مثلا مبناي دو ) تبديل کنيم، از تقسيم استفاده کرديم. و وقتي ميخواستيم عددي را از مبناي غير از ده به مبناي ۱۰ تبديل کنيم، از ضرب استفاده شد. اين روش را در حالتي استفاده ميکنيم که يکي از مبناهاي مورد نظر ۱۰ باشد.
الف- مثلا بياييد، عدد ۲۲۵ را به مبناي ۸ ( يعني اکتال ) بريم. چون ميخواهيم از دسيمال به غير دسيمال ( اکتال ) تبديل کنيم، روش کار تقسيم است. ولي اينبار به جاي تقسيم کردن به ۲ بايد بر ۸ تقسيم کنيم چون ميخواهيم به مبناي ۸ ببريم. دقت کنيد که در توضيحات پايين منظورمان از اعدادي که با کاما جدا کردهايم، اولي خارج قسمت و دومي باقيمانده تقسيم است:
225 / 8 --> 28,1
28 / 8 --> 3,4
3 / 8 --> 0,3
خوب پس جواب شد ۳۴۱ ، يعني ۲۲۵ که دسيمال بود به صورت اکتال ميشود ۳۴۱
ب- حالا بياييد که همين ۳۴۱ را که اکتال است به حالت قبلي يعني دسيمال تبديل کنيم. چون از مبناي غير از ده به مبناي ده ميخواهيم تبديل کنيم، بايد ضرب کنيم. ولي به جاي ضرب کردن در ۱ و ۲ و ۴ و ۸ و ... بايد در ۱ و ۸ و ۶۴ و ... ضرب کنيم چون ميخواهيم از مبناي ۸ تبديل را انجام دهيم، نه مبناي ۲ ، مينويسيم:
( 341 )8= ( ???? )10
( 341 )8= 1*1 + 4*8 + 3*64 = ( 225 )10
ج- ميخواهيم عدد ۲۲۵ را از مبناي ۱۰ منتقل کنيم به مبناي ۱۶ ( يعني هگزادسيمال ). چون ميخواهيم از مبناي ده به مبنايي غير از ده تبديل کنيم، بايد از تقسيم استفاده کنيم:
225 / 16 --> 14,1
14 / 16 --> 0,14
خوب اولين رقم از سمت راست بايد باشد: ۱ و عدد دوم بايد باشد ۱۴
دقت کنيد که اينبار عددي دو رقمي را به عنوان باقيمانده بدست آورديم و نوشتن ايندو کنار هم به صورت ۱۴۱ اشتباه خواهد بود. براي اين منظور در مبناي ۱۶ ( هگزادسيمال ) براي باقيماندههاي ۱۰ تا ۱۵ از حروف استفاده ميشود. يعني A = ۱۰ و B = ۱۱ و C = ۱۲ و D = ۱۳ و E = 14 و F = ۱۵
پس نتيجه تبديل عدد ۲۲۵ از مبناي ۱۰ به مبناي ۱۶ ميشود: E1
- تبديل از مبناي غير دسيمال به يک مبناي ديگر غير دسيمال
در تمام موارد بالا ديديد که مبناي ده ( دسيمال ) يک پاي ثابت بود. فرض کنيد ميخواهيم از عددي را از مبناي ۸ به مبناي ۱۶ تبديل کنيم. براي اينکار از روش مستقيم هم ميتوان استفاده کرد ولي روش راحتتر اين است که اول عدد را از مبناي ۸ به مبناي ۱۰ تبديل کنيم و بعد بياييم عدد حاصله را که الان در مبناي ۱۰ هست به مبناي ۱۶ تبديل کنيم. يعني از مبناي ۱۰ به عنوان مبناي واسط استفاده کنيم. خودتون يک مثال حل کنيد!
- حالگيري!![]()
مثلا در ويندوز ماشين حساب رو باز کرده و بعد از منوي VIEW بايد گزينه Scientific يعني ماشينحساب علمي رو انتخاب ميکنيد و بعد ميتونيد گزينههاي Bin و Oct و Dec و Hex را ببينيد که همان باينري و اکتال و دسيمال و هگزادسيمال است. حالا با خيال راحت تبديلات رو انجام دهيد.

یا حق![]()
یه مهربون . | دوشنبه یکم آبان 1385 |