فرعونها هم می میرند | 7:18
به نام خدا![]()
دوستان من سلام![]()
این هم داستان کلی از ماجرای فراعنه.که هر یک به نوبه خود خاطراتی داشتند که تاریخو ساختند. من این کتاب رو ۴سال پیش خوندم.واقآ قشنگ بود.توصیه می کنم حتمآ بخونیدش. واقعآ جذابه. من کلی از پادشاهارو نام نبردم آخه نمی تونستم کل کتاب رو حفظ کنم اونم فقط تو ۳ روز ۴۰۰ صفحه رو بخونم.
اسم کتاب فرعون ها هم می میرند است.![]()

اولین قلمروی پادشاهی در ناحیه دلتای نیل قرار داشت که در آنجا "زنبور شاه" سلطنت می کرد.بر سرش تاج سرخی می گذاشت و قصر سلطنتش ساده و ابتدایی بود که خانه سرخ نامیده می شد. علم او زنبور سیاه و زنبور سرخ بود.
دومین قلمرو فرمانروایی در قاهره بود که متعلق به" نی شاه" بود. علمش گیاه پاپیروس بود و کلاه سفید و بلندی بر سر می گذاشت و کاخش خانه سفیدی بود.
سومین قلمرو پادشاهی در مصر الیا در نزدیکی آبشارها قرار داشت که محلی سفره ای و پله کانی در مسیر رود نیل بود که مصر را از همسایه جنوبی جدا می کرد که به پادشاهی "شاهین شاه" بود. علم او شاهین بود.
در حدود ۳۲۰۰سال قبل میلاد، جنگجوی نیرومندی به نام عقرب که هم قلمروی "زنبور شاه و نی شاه و شاهین شاه" را تصرف کرد .و مصر برای اولین بار زیر سلطه پادشاهی واحدی به نام "منـــس "قرار گرفت.
"منــس" نخستین فرعون مصر باستان است که تاریخ مصر ریمآ با او آغاز می شود.او ۶۳ سال فرمانروایی کرد و با ضربه "آبسن آی" کشته شد.
تقریبآ ۳۰۰۰سال کاهنی به نام "مانتو" تاریخ کشورش را به رشته تحریر در آورد و "زنبور شاه و نی شاه و شاهین شاه" را در دسته" خدایان نیمه انسان "قرار داد.
بعد "خدایان نیمه انسان" نخست سلسله از ۸ پادشاه تشکیل می شد که نخست این پادشاهان "منــس"قرار داشت.
آنان به "زندگی پس از مرگ"اعتقاد داشتند.
مهم تر از همه این مسئله بود که"هیچکس نمی توانست به جهانی دیگر برود جز این که بدنش از پوسیدگی در امان باشد.چنانچه جسدش از هم پاشیده می شد روح انسان محکوم به این بود که تا ابد به سورت شبح تنها، در صحراهاسرگردان باشد."
به این دلیل بود که مصریان از همان اول به مومیاگران خبره ای مبدل شده بودند. آنان جسد را حدود۷۰ روز در حوضچه آب نمک می گذاشتند، سپس آنان را با پارچه کتانی نوارپیچ می کردند و در میان نوارها ، لایه های محافظی قرار می دادند تا جسد هرچه بیشتر تازه جلوه کند.
"خئوپس" خدای "خوبی"بود که در سال "۲۵۷۶ تا ۲۵۳۳" پیش از اسلام در جزیره های "منفیس" حکومت کرد. هرم او با نام "جیزه" است که نام همان جزیره هم بود. ساخت هرم "۲۰"سال طول کشید و حدود "۱۰"سال به مردم فشار و ستم رسید.
اسم مادر "خئوپس"،"هتفرس" و نام پدرش "خفرن" بود. به دستور"خفرن" مجستمه قول آسای "ابوالهول" ساخته شد.بدنش همانند بدن شیر و سرش همانند "خفرن"است.
اولین پادشاهی که آرامگاه او با سنگ بود "زوسر" بود که در ۸۰ سال قبل از "خئوپس" بود. این هرم نخستین هرمی بود ، که به دستور وزیر"زوسر" به نام"اینهوپ" بود.هرم به شکل پله کانی بود.
"آمنمحت" پادشاهی بود که "دودمان۱۲" را تأسیس کرد که ۲۰۰سال به طول انجامید. بعد کشور به دست"هکسوشا" افتاد که ۱۵۰ سال حکومت کردند."کاموس" شاهزاده ای بود که بر علیه "هکسوشا" قیام کرد و کشته شد. پس از او برادرش"آهموس" جنگ را ادامه داد و پیروز شدو سلسله" دودمان۱۸" را تأسیس کرد.
"آمون"خدای تبس بود که به فرمان "آهموس" او"خدای خدایان" شد. "تهوتمس" پسر"آهموس"بود که بعد او به فرمانروایی رسید.
دختر"تهوتمس" ملکه "حتشپسوت" بود که بنایی به نام"قوس القسم" را بنا کرد.معبدی بود که برای مردگان ساخته بود.
"تهوتمس"چهار فرزند از زن اولش داشت که بجز "حتشپسوت" همه مردند.و از زن دومش یک پسر به نام "تهوتمس۲"داشت.بعد مرگ "تهوتمس" ، "تهوتمس۲" و "حتشپسوت" با هم ازدواج کردند و ۲فرزند دختر آوردند."تهوتمس۲" از همسر دومش پسری داشت به نام "تهوتمس۳" که می گفتند در سن ۹ سالگی می میرد.
"حتشپسوت" اولین پادشاهی بود که بدون خون ریزی به سلطنت رسید. او "تهوتمس۳" را به معبد فرستاد و ۲دخترانش را داخل سیاه چال انداخت. دختر اولش بعد مدتی مرد . "تهوتمس۳" بعد ۲۰سال که حدود ۳۱ سال داشت ،از زندان معبد فرار کرد و "حتشپسوت" راکشت و با خواهر دومش ازدواج کرد. همه می گفتن او ۹ سال زندگی می کند اما او در سن۶۱ سالگی مرد در حالی که یک پسر داشت.
"آمنحتپ" پادشاهی بود که بسیار مجلل و معتقد بود که زنش"نفرتیتی" نام داشت.آنها چند دختر و یک پسر داشتند که پسرشان بسیار زیبا اما مریض بود.
پس از "آمنحتپ" دخترش "آنخ سپنا آتون" به سلطنت رسید اما در سن۱۸ سالگی مرد. پس از او صدراعظم او به نام"مسر" به پادشاهی رسید که او هم ۵ سال حکومت کرد. بعد او "هرمهاب" به پادشاهی رسید و آخرین فرعون "دودمان۱۸" بود.
بعد "هرمهاب" فردی به نام"رامسس۲" به پادشاهی رسید که حدود ۲۲۱ سال قبل میلاد بود که در سن ۱۸ سالگی تاج پادشاهی را ر سر کرد.در جنگ با "اسکندر مقدونی"شکست خورد و به دست او کشته شد.
بعد"اسکندر مقدونی" کشور به دست "پطولمئوس" افتاد وفرعون شد. پس از او "کلئوپاترا" و "پطولمئوس۱۳" به پادشاهی رسیدند. اما طولی نکشید که "کلئوپاترا" و "پطولمئوس۱۳" با هم به جنگ پرداختند و کشور به دست "سزار" افتاد.

یا حق![]()
یه مهربون . | سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 |
سینوهه(پزشک مخصوص فرعون) | 7:11
سلام به همه دوستای خوبم امروز می خوام از سینوهه بگم کسی داستان زندگیشو خونده؟ راستش من یکم تنبلم واسه کتاب یا مجله یا نوشته خوندن داستان سینوهه رو یک جلد خوندم و برای جلد بعد از فیلم کمک گرفتم اما خوبه داستانشو بخوننین یا فیلمشو ببینین من مصر رو دوست دارم و عاشق داستانای مصری ام اما نه به اندازه کامپیوتر(قابل توجه زهرا خانوم تو ادامه مطلب دارم نیمی از داستان سینوهه رو می زارم و اگه دوست دارین می تونین داستان کلی رو دانلود کنید یا حق
به نام خدا![]()
![]()

![]()
![]()
برای همین سعی می کنم تا حدالامکان فیلمشو ببینم![]()
![]()
![]()
و یا داستان اسکندر،کلئوپاترا، ژاندارک،سزار،و... در کل تاریخ واسم جذاب ![]()
)![]()

![]()
یه مهربون . | سه شنبه نهم آبان 1385 |
ادامه مطلب