دوستان من سلام اول یه خبر بدم که دوست خوبم دوباره وبلاگ نویسی رو آغاز کرد "نوشته های یک پسر 19 ساله" دوم برسیم به یه عاشق مهربون، از برخوردت دلگیر شدم.ما اینجا داریم به نوعی زندگی می کنیم و باید با هم اعتماد داشته باشیم تا بتونیم همدیگر رو درک کنیم. برای منم سخته هر بار بیام اینجا جوابتونو بدم.در مورد آهنگم موردی نداره.اصرار نمی کنم هر چی دوست داری.خواهش می کنم شعرا قابلتو نداشت و ممنونم ازت که بهم سر می زنی. سومآ ایام فاطمیه رو به همه تسلیت می گم. و اما چهارم ،ممنونم از همتون .همتونو دوست دارم و ممنونم فراموشم نکردین. جاتون خالی این چند وقت همش امتحان داشتم بیشتریتم امتحانای پش دانشگاهی که پشت سر هم بود . یک هفته مهلت دارم واسه امتحان میان ترم بعدیم که ادبیات هست.البته منم درس خون نبودما بیشتریت امتحانارو کتاب یک دور هم نزدم.شبا زود خوابیدم. به گردش رفتم.ایم یه خاطراتم: 1شنبه امتحان ادبیات دادم بعد اومدم خونه گفتم بشیم زبان بخونم که امتحان میان ترم دانشگاه دارم.کتابو باز کردم خوابم برد بیدار شدم مهمون اومد خالم اینا.رفتم یکم باهاشون حرف زدم، گفتم مورد نداره 6 شروع می کنم بخونم.ساعت5:30 خالم گفت بیاین بریم شهربازی منم که از خداخواسته انگار نه انگار شب امتحانمه، یه عالمه حرف دارم نمی دونم از کجا تموم کنم.باشه واسه بعد. شاد باشید و موفق تا بعد یا حق
به نام خدا![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امتحان میان ترم هم داشتم که بالا خره۳شنبه امتحاناتم تموم شد.امروز امتحان میان ترم برنامه نویسی داشتم
خوب بود
![]()
اولین نفر ok دادم و رفتیم .بهمون کلی هم خوش گذشت،جای شما خالی؛ خیلی کیف داد.
ساعت 10 برگشتیم منم بعد رفتم استراحت کردم صبح ساعت 5 بیدار شدم تازه یادم افتاد باید ساعت 7 برم دانشگاه امتحان زبان دارم.تازه کتابو باز کردم و یکم نگاه کردم و رفتم امتحان دادم. خوب ندادم از 4/5 شدم.
![]()
![]()

![]()
یه مهربون . | پنجشنبه دهم خرداد 1386 |