مسابقه علمی | 7:8
دوستان من سلام بیشتر از ۲ماه پیش رفته بودم مدرسه.بد نشسته بودم.یکی از بچه ها اومد پیش خانم برهانی(فاطمه جون) بعد داشت حرف می زد منم اصلآ واسم مهم نبود داشتم یه چندتا سایت مدرسه هارو می دیدیم و با خانم رضی(مریم جون) صحبت می کردم که فقط شنیدم می گه:"آره طاهره(البته فامیلیمو گفت) رتبه 4 شد.می دونم کیه" تازه فهمیدم که دارن درمورد من حرف می زنن بدون اینکه منو بشناسن.دختره پیشم واستاده بود خالی هم می بست. ماجرای چهارم شدن اینکه من تو مسابقه المپیاد برنامه نویسی(مسابقه علمی عملی) تو استان گیلان در بین پسرا و دخترا 4 و در بین دخترا 2 شدم.اگه نمره کتبیم بالا بود 100% در کل دوم می شدم.البته بگم پسرا هم یکم سوسول بازی در آوردن سر امتحان عملی. از شانس بد ,کتبی برنامه نویسی نبود .درسای:مبانی رایانه,مبانی برنامه نویسی, ریاضی تخصصی, پاسکال1و2, شبکه,ویژوال,سخت افزار و سیستم عامل بود.منم کمتر از یک ماه فقط تست زدم اونم هر وقت که میلم می کشید یا اگه حوصله داشتم یا اگه وقت داشتم یا اگه خسته نبودم کتاب تست رو بر می داشتم و می زدم. زیادم امید به قبولی نداشتم.خانم رضی که دبیر تست من بود فقط 2زنگ باهام کار کرد تست.(خداییش هرچی می گفت تازه بود برام مثلا ساده کردن مدار با استفاده از ساده کردن x,y,w,z بدون تفریق کردن یا....)اگه واقعا برام هر 1ماه بطور کامل می اومد و درست وقتشو می ذاشت حتما اول بودم. برای امتحان از هر رشته در هر مدرسه 1نفر باید انتخاب می شد ما در کل 5نفر بودیم (کامپیوتر. الکترونیک.شیمی.حسابداری.مدیریت) که27بهمن امتحان دادیم.خانم خمامیم (مصی جون)مارو برد.چون دبیر خودم بود پارتی بازی کرد گفت:عزیزم تو جلو بشین. مدیریت که امتحان نداد چون رشته دخترانه و در استان گیلان فقط مدرسه ما داشت و رشته الکترونیکم تو استان گیلان فقط مدرسه ما داشت البته امتحان دادند چون پسرا هم شرکت داشتند و حسابداریم امتحان داد که می گفت قبول می شم.منم که هیچ نظری ندادم می گفتم نمی دونم . من فکر می کردم از بین ما 5نفر من فقط قبول نمی شم وقتی جواب اومد معلوم شد که من فقط از بینشون قبول شدم. یکی دوم,منم هشتم و بقل دستیم سوم شد.منو بگو چرا ازشون تقلب نکردم. خوب این امتحان واسم تجربه بود.یه تجربه بزرگ. باعث شد با خیلی چیزا آشنا بشم. امیدوارم شما موفق باشید یا حق
به نام خدا
![]()

![]()
![]()
آخه گفتن برنامه ها هرچی ساده تر باشند نمرش بیشتره اما چندتا از پسرا رفتن قشنگ Menu و راست کلیک گذاشتن و کلی تزئین کردن .اینجوری بیشتر شد نمرشون.پسرن دیگه چی بگیم بهشون.![]()
![]()
با بچه ها قرار گذاشتیم اگه خوب دادیم بریم پارک روبرو بازی کنیم اگه نه که همه مثل کشتی شکست خورده برگردیم.طبق معمول وقتی پرسش نامه رو دادن من سرمو آوردم پایین وقتی نوشتم ورقه رو بستم و دادم.وقتی اومدم پایین به 3نفر برخوردم ازشون پرسیدم اونا حسابداری بودن که گفتن خوب دادن.اما پارک بازی نکردیم![]()
رشته کامپیوتر حدود 150شرکت کننده داشت که بر اساس نمره 17نفر قبول شدن که من هشتم شدم.
سر امتحان 3نفر پیش هم نشسته بودیم که هرسه نفر قبول شدیم![]()
بجاش سر عملی من امتیازم 45 شد اونا 14 شدن. اگه سوال اول که درباره فرم بود اونو حل می کردم حتما اول می شدم. دقیقا یک روز قبل امتحان یه سوال همون شکلی رو از خانم خمامی پرسیدم گفت:عزیزم اینجوری سوال نمی یاد برو گرافیک بخون.منم گرافیک خوندم اصلا سوال از گرافیک نیومد.![]()
![]()
![]()

![]()
یه مهربون . | پنجشنبه سوم اسفند 1385 |